روند تحول ارتباطات (مراحل سه گانه مارشال مک لوهان) تکلیف اول استاد رجبی
هربرت مارشال مک لوهان و مراحل سه گانه تحول جوامع
از میان مشهورترین پیروان نظریات دیوید رایزمن می توان به مارشال مک لوهان جامعه شناس و فیلسوف کانادایی و استاد دانشگاه تورنتو اشاره کرد. او در سال 1911 در کانادا به دنیا آمد. مشهورترین آثار مک لوهان عمدتاً در مورد ارتباطات کهکشان گوتنبرگ، شناخت وسایل ارتباطی، برای درک رسانه ها، پیام و ما ، ساز جنگ و صلح در دهکده جهانی و جنگل الکترونیک قرن بیستم نام دارد. چنانکه گفته شده است، از ارسطو تا آگوست کنت و سپس تونیس و رایزمن تحول جامعه انسانی بیش از پیش با عامل معرفت، چگونگی انتقال و انتشار معرفت و سرانجام با ارتباط جمعی، آنهم نه به صورت قاطع و تعیین کننده مطرح شده بود. مک لوهان می کوشد، بدون اینکه از این مسیر فکری خارج شود بر پیشرفت های فنی که مستقیماً بررسانه های ارتباط جمعی بویژه تلویزیون تأثیر می گذارند تکیه می کند و در واقع موضوع را از جایی آغاز می کند که رایزمن بدلیل شرایط تاریخی زمان خود آن را رها کرده بود. رایزمن معتقد بود میان مرحله «از سنت هدایت شده» و ارتباط شفاهی و میان مرحله «از دورن هدایت شده» و چاپ و سپس بین مرحله «از برون هدایت شده» و ارتباطی جمعی، رابطه ای آشکار وجود دارد. اما مک لوهان در این مسیر از رایزمن که بین دگرگونی فنون ارتباطی و تحولات اجتماعی فقط یک نوع رابطه همبستگی قائل بود پا را فراتر میگذارد و تغییر موضع وسایل ارتباطی را شرط اصلی و عامل تحولات زندگی اجتماعی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر معرفی می کند. او فناوری را کمد الهی می خواند، به اعتقاد او نوع بشر به بهشتی زمینی هدایت شده که با استفاده از ابزارهای ساخته دست خود خویشتن را از رنج جسمانی آزاد کند. مک لوهان در دهه 60 از تلویزیون به عنوان یک رسانه هوشمند یاد می کند. او تلویزیون را پرستشگاه و امواج آن را بشارت الکترونیکی می نامد. او می گوید وسایل ارتباطی که عامل انتقال فرهنگ هستند تأثیر شگرفی بر خود فرهنگ دارند. او این نظر را با جمله وسیله همان پیام است، تکمیل می کند و معقتد است جوامع بشر در اثر ماهیت وسایل ارتباطی شکل گرفته اند تا در نتیجه محتوای ارتباط . مک لوهان در کتاب برای درک رسانه ها می گوید : ارشمیدس گفته است یک نقطه اتکا در جهان به من نشان بدهید تا من توسط آن دنیا را تکان بدهم. مک لوهان معتقد است که اگر ارشمیدس امروز زنده بود حتماً رسانه ها را به ما نشان می داد. مک لوهان در مورد مقاومت در برابر فناوری گفته است اگر بخواهیم در برابر کارکردهای جدید فناوری گرایش های سنتی خود را حفظ کنیم، فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن 16 در نهایت از میان خواهد رفت. اگر پیروان این فرهنگ نوآوری گوتنبرگ را درک کرده بودند و آموزش شفاهی را با آموزش نوشتاری تلفیق می کردند، از نابود شدن فرهنگ خودی جلوگیری می کردند.
مک لوهان معتقد بود اغلب فناوری ها یک اثر تشدیدکننده دارد و موجب می شوند تا آدمی از یکدیگر کاملاً تفکیک شود. از این رو، هر یک از وسایل ارتباطی در امتداد یکی از حواس انسانها است چنانکه سنگ در امتداد دست، دوچرخه در امتداد پا، عکس در امتداد چشم، رادیو در امتداد گوش و شنوایی و تلویزیون در امتداد لامسه که سرانجام موجب تعادل میان سایر حواس نیز می شود. مک لوهان وسایل ارتباطی را از نظر حرارتی به دو دسته سرد و گرم تقسیم کرده است. رادیو یک وسیله ارتباطی گرم و تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد است.. هم که نسبی و محدود باشد می تواند موجب بروز تأثیراتی چشمگیر از جانب وسایل ارتباط جمعی بر افراد شود اما در شرایط پیدایی انحصار ناقص و یا آن گاه که در یک جامعه وسایل ارتباط جمعی در اختیار گروه های گوناگون است. اثرات این وسایل نسبت به شرایط اول کمتر خواهد بود. تعدد وسایل ارتباط جمعی در یک جامعه وابسته به گروهها و احزاب مختلف تأثیرات همدیگر را خنثی می کنند